برگشت دوباره...

خرید بک لینک
بعد از یک سال و چندین ماه زهرای این وبلاگ برگشت!!

بعد از خوندن دوباره خاطراتی که بعد از مدتها کم کم غبار روزمرگی روشون نشسته بود و به سختی میتونستم به یادشون بیارم حال عجیبی پیدا کردم. چقدر منِ الان متفاوته از زهرای یک سال پیش و چقدر شبیه!

در واقع من همون زهرام کمی بزرگتر، معقول تر، پخته تر اما با تمام بزرگ شدن هام هنوز همون بچه لجبازم!!

به بعضی از مشکلاتم که نگاه میکنم میبینن مشابه همون مشکلات یکی دو سال پیشه راه حل هایی که دنبالشون میگردم هموناییه که توی گذشته پیداشون کرده بودم! تاریخ بهترین معلمه و حافظه کسایی مثل من کوتاه!! اینجاست که ضرورت ثبت و میفهمم!

خاطرات زهرا رو که خوندم چقدر درک کردم این دخترو، چقدر فهمیدمش، چقدر اشنا بود واسم و چقدر من بود!

منی که اگه حرفاشو نمیخوندم نمیشناختمش!!

تَصمیمِ‍ بٌزٌرگ‍...

ما را در سایت تَصمیمِ‍ بٌزٌرگ‍ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:50

صفحه بندی